Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

 

اشغالگران امپریالیست و خاینین ملی دست نشانده شان
جنگ های فرقه یی مذهبی را دامن می زنند


بم گذاری در مراسم عزاداری مذهبی عاشورا در شهر کابل چند صد نفر کشته و زخمی بجا گذاشت و این مراسم را وسیعا به خاک و خون کشاند. ابعاد این فاجعه هولناک آنقدر وسیع و شدتش آنقدر زیاد بود که شاه شجاع سوم، این خلف سیاسی شاه شجاع اول و دوم که در عین حال خلف نسلی شاه شجاع اول نیز هست، ادامه سفر خارجی اش را لغو کرد و به کشور برگشت تا برای قربانیان و صدمه دیدگان این قتل عام اشک تمساح بریزد. امپریالیستهای اشغالگر و دست نشاندگان شان بلافاصله انگشت اتهام را متوجه طالبان ساختند تا گویا خود را آزادیخواه و حامی مذاهب تحت ستم جا بزنند. اما پس از آنکه طالبان شرکت شان درین بم گذاری را تکذیب کرده و به شدت آن را تقبیح کردند و شاخه نظامی وهابی های پاکستانی بنام " لشکر جنگوی " مسئولیت حادثه را به دوش گرفت، تهدیدات شان را متوجه دولت پاکستان ساختند تا گویا دولت مذکور را بخاطر اقدام علیه " لشکر جنگوی " تحت فشار قرار دهند.
قدر مسلم است که " لشکر جنگوی " به مثابه یک گروه نظامی پاکستانی هرگز نمی تواند - و نتوانسته است – یک عمل نظامی حساس مثل بم گذاری در قلب شهر کابل را بدون شرکت همکاران افغانستانی اش بطور موفق و موثر انجام دهد. ناگفته پیدا است که همکاران افغانستانی " لشکر جنگوی " و بطور عام وهابی های پاکستانی، صرفا هم مسلکان وهابی افغانستانی آنها می توانند باشد. در افغانستان دو گروه وهابی وجود دارد: یکی گروه وهابی های علنی در ولایت کنر که تحت رهبری مولوی حسین کنری قرار دارد و دیگری گروه وهابی های غیر علنی که تحت رهبری سیاف بخش مهمی از رژیم دست نشانده را تشکیل می  دهد.
با توجه به اینکه گروه تحت رهبری مولوی حسین کنری در کابل پایه و ریشه مشخص و معلومی ندارد، در حالیکه گروه تحت رهبری سیاف یک گروه به اصطلاح کابلی محسوب می گردد.
با توجه به اینکه گروه تحت رهبری مولوی حسین کنری در اصل با اهالی سنی مذهب حنفی کنر درگیری و برخورد داشته و دارد، در حالیکه گروه سیاف در طول چند سال جنگ میان جناح های مختلف جهادی در کابل درگیر جنگ با حزب وحدت اسلامی مزاری و یک جناح از حرکت اسلامی بوده است و بر علاوه تعداد زیادی از صفوف نیروهای جنگی سیاف در پغمان در زمان حفیظ الله امین نیز درگیر جنگ با هزاره ها بوده اند.
و با توجه به اینکه بم گذاری در مراسم روز عاشورا بدون همکاری کسانی از درون قوای امنیتی رژیم ناممکن و یا حد اقل نهایت مشکل بوده است و از این لحاظ گروه مولوی حسین کنری امکاناتی در اختیار ندارد، در حالیکه گروه سیاف در درون نیروهای امنیتی رژیم، مشخصا پولیس کابل، نیروی نسبتا قابل توجهی دارد.
باید صریحا گفت که همکاران افغانستانی " لشکر جنگوی " در بم گذاری روز عاشورا در کابل، غیر از سیافی ها کسان دیگری نبوده اند. این احتمال قویا وجود دارد که سیافی های درون پولیس رژیم راسا این بم گذاری را انجام داده باشند و دست افراد پاکستانی اصلا در کار نبوده باشد. 
به نظر ما بم گذاری روز عاشورا در کابل مستقیما با مخالفت عده نسبتا زیادی از منسوبین " شورای علمای اهل تشیع افغانستان " با امضای پیمان استراتژیک میان دولت امریکا و رژیم دست نشانده کرزی و ابقای دراز مدت پایگاه های نظامی استراتژیک امریکا در افغانستان رابطه دارد. اشغالگران امریکایی در عراق ناچار شدند در مواجهه با مخالفت شدید مقتدا صدر با ابقای دراز مدت پایگاه های نظامی امریکا در عراق، ظاهرا تمامی نیروهای جنگی شان را از عراق بیرون بکشند و پایگاه های دراز مدت شان را نه در خود عراق بلکه در کویت مستقر نمایند. با درسگیری از این تجربه عراق، اشغالگران امریکایی نمی توانند تحمل نمایند که مخالفتی مثل مخالفت مقتدا صدر، در افغانســتان علیه آنها ســر بلند نماید، بخصـوص از این جهت که درینجـا یک محـل اســتقرار بدیل مثل مـورد کویت
وجود ندارد.
در شرایطی که منازعه میان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان مرکز جهانی بنیاد گرایی شیعه، از یکطرف و دولت شاهی سعودی به عنوان مرکز جهانی وهابیت از طرف دیگر، بر سر مسایل بحرین و سوریه درگرفته و روز بروز شدید تر می شود و مناسبات میان جمهوری اسلامی ایران از یکجانب و کل دول غربی و به تبعیت از آنها دولت اسرائیل از جانب دیگر بر سر نیروی اتمی ایران شدید تر و پیچیده تر می شود و حتی کار به تهدیدات نظامی از سوی امریکا و اسرائیل کشیده است، اشغالگران امریکایی نیاز دارند که مخالفتی از میان شیعیان افغانستان علیه آنها بروز نکند و آنها کماکان تابع و تسلیم باقی بمانند. به یقین اگر اشغالگران امریکایی جلو ملاهای منسوب به " شورای علمای اهل تشیع افغانستان " را باز می گذاشتند، آنها در مخالفت شان بدون هیچ مانعی جدی تر و صریح تر می شدند. اما آنها توطئه بم گذاری روز عاشورا را از طریق عوامل سیافی شان رویدست گرفتند تا ملاهایی را که هم از جمهوری اسلامی ایران می خورند و هم از امریکایی ها و در عین حال ادا و اطوار مقتدا صدر را هم تقلید می کنند، ساکت نمایند.
مسلما مخالفت علیه امضای پیمان استراتژیک میان اشغالگران امریکایی و رژیم کرزی و ابقای دراز مدت پایگاه های استراتژیک نظامی امریکا در افغانستان، وظیفه و مسئولیت میهنی هر هموطن ما، به شمول هر روحانی شیعه یا سنی است. اما این مخالفت باید قاطع و متین باشد و بصورت تزلزل ناپذیر ادامه یابد.
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان جدا امید وار است که مخالفت منسوبین " شورای علمای اهل تشیع افغانستان " با امضای پیمان استراتژیک میان اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی و ابقای دراز مدت پایگاه های نظامی استراتژیک امریکا در افغانستان تداوم یابد و عمیق تر و گسترده تر شود. ولی این پروسه فقط  زمانی قابل تداوم و تعمیق و گسترش است که این عالیجنابان از " گناه کبیره " همراهی تا کنونی شان با اشغالگران و رژیم پوشالی از ته دل " توبه " کنند، از امتیازات کنونی شان در دم و دستگاه کرزی بگذرند و " جیفه دنیا " را بر " خون شهدای روز عاشورا " ترجیح ندهند. در غیر آن نام شان به مثابه کسانی در تاریخ کشور ثبت خواهد شد که با حرف های مفت تعداد زیادی از مقتدیان خود را به کشتن دادند و سپس از بیم جان و طمع دنیا همچون کوفیان سکوت و تسلیم پیشه کردند و حتی بعضی های شان در خدمت به " طاغوت " زمان، به روی حق و عدالت شمشیر کشیدند.
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان باور و یقین قطعی دارد که باید تمامی جویبار های نارضایتی و خشم مردمان کشور، منجمله نارضایتی و خشم ملیت ها و مذاهب تحت ستم در افغانستان، به یک سیل بنیانکن مقاومت ملی مردمی و انقلابی، بر محور مقاومت مسلحانه، علیه اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان مبدل شود تا با بر چیدن بساط اشغالگران و سرنگونی وطنفروشان استقلال و آزادی کشور و مردمان کشور را تامین نماید. در چارچوب این مقاومت همگانی، منافع علیای تمامی مردمان کشور و بطور خاص منافع علیای مردمان تحت ستم مذهبی ایجاب می نماید که برای ایجاد یک نظام سکولار مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه صورت بگیرد. فقط با پیروزی قطعی چنین مبارزه ای است که کشور ما می تواند عاری از ستم ها و تعصبات مذهبی و تصادمات فرقه یی مذهبی باشد و همزیستی واقعی مذهبی در آن به وجود بیاید.


به پیش در راه برپایی و پیشبرد جنگ مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خاینین ملی دست نشانده شان!
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان
20 قوس 1390 ( 10 دسامبر 2011 )